تنهابرای تو
دلتنگ که باشی، آدم دیگری میشوی
خشنتر.. عصبیتر… کلافه تر و تلخ تر
و جالبتر اینکه ، با اطرافیان هم کاری نداری
همه اش را نگه میداری
و دقیقا سر کسی خالی میکنی، که دلـتنگ اش هستی…
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآ
اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ
شده نزدیک که هجران تو، مارا بکشد
گرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآ
کردهای عهد که بازآیی و ما را بکشی
وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ
رفتی و باز نمیآیی و من بی توبه جان
جان من اینهمه بی رحم چرایی، بازآ
وحشی از جرم همین کز سر آن کو رفتی
گرچه مستوجب صد گونه جفایی، بازآ
دوستت دارم
.
.
.
.
واین
نیاز به هیچ زبان شاعرانه ای ندارد...
سکوتـــــــ پشت گوشی تلفن سنگین ترین سکوتهاستـــــــ
نه از دستـــــــــــ ها کاری ساخته است ؛
نه از چشــــم ها...