دوباره...

ســنـگـیــن اســت ...

تـکــلـیــف بــی تـو بـودن!!!

تــو آســوده بـخــواب ...

مــن مـشــق گـریـه هـایـم مــانـده... !

[ یکشنبه 03 آذر 1392 ] [ 22:03 ] [ onlyloveyou ] [ ارسال نظر(0) ]

من همینم...

مَن هَمینَم

نَه چشمآטּ آبــﮯ دارَم

نه کفشهآﮮ پآشنِه بُلنَد

هَمیشِه کتآنـــ ــﮯ مـﮯ پوشَم

روی چَمَن هآ غَلت میزَنَم

عِشوه ریختَن رآ خوب یادَم نَداده اَند

وَقتـﮯ اَز کِنارَم رَد میشوﮮ بوﮮ اُدکُلنَم مَستت نمیکُند

نگرآטּ پآک شدטּ رُژ لَب و ریملَم نیستَم

لآک نآخن هآیم اَز هزآر مترﮮ داد نمیزَند

گآهـﮯ اَز فَرط غُصّه بلنَد دآد میزَنم

خدآیَم رآ بآ تَمآم دُنیآ عَوض نمیکُنم

و بَعضـﮯ آدم هآﮮ اَطرافَم رآ هَم بآ تَمآم دُنیآ عَوض نمیکُنم

شَبهآ پآیه پَرسه زَدن دَر خیآبآטּ و مهمآنـﮯ نیستَم

بَلد نیستَم تآ صُبح پآﮮ گوشـﮯ پِچ پِچ کُنم وَ بگویَم دوستَت دآرَم

وقتـﮯ حتـﮯ به تِعدآد حروف دوستَت دآرَم هَم ، دوستَت ندآرَم

وَلـﮯ اَگر بگویَم دوستَت دآرَم ،

دوست دآشتَنم حَد ومَرزﮮ ندآرَد

مَن خآلِصآنه هَمینَم...!...

[ دوشنبه 29 مهر 1392 ] [ 17:23 ] [ onlyloveyou ] [ ارسال نظر(0) ]

post

 

این روزهــــایم به تظاهر می گذرد…
تظاهر به بی تفاوتی،
تظاهر به بی خیـــــالی،
به شادی،
به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست…
اما . . .
چه سخت می کاهد از جانم این “نمایش”

 

[ دوشنبه 29 مهر 1392 ] [ 17:22 ] [ onlyloveyou ] [ ارسال نظر(0) ]

post

 

خیلی حــــــــرف هست…
که تــــــــو هرروز در گــــــــلویت…
بغــــــــض کشنده ای احســــــــاس کنی…
بــــــــرای کسی که…
بدانی…حتی یک بار در عمــــــــرش…
به خــــــــاطر تــــــــو…
بغض هــــــــم نکــــــــرده است…!!

0.639364001318283266 taknaz ir عکس های احساسی و عاشقانه فوق العاده

[ دوشنبه 29 مهر 1392 ] [ 17:21 ] [ onlyloveyou ] [ ارسال نظر(0) ]

post

عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت

[ دوشنبه 29 مهر 1392 ] [ 17:14 ] [ onlyloveyou ] [ ارسال نظر(0) ]

بی گناه

گذاشتــم به دارم بکشنــد!


بــی گنــاه بـــودم اما….


حوصلـــه اثبـــاتش را نـــداشتم…!

 

[ دوشنبه 29 مهر 1392 ] [ 16:43 ] [ onlyloveyou ] [ ارسال نظر(0) ]

عشق من

عشق من . . هنوزم عاشقتم
[ پنج‌شنبه 25 مهر 1392 ] [ 14:28 ] [ onlyloveyou ] [ ارسال نظر(0) ]

مدیروبلاگ در گذشت...

باسلام،ازآنجا كه شما بازدید کننده ی این وب هستید مطلع شويد بانهايت تاسف وتأثرساعاتی پيش دوست عزیزمان"(مدیر وبلاگ)" بر اثرسانحه شديد رانندگی كه درنزديكی خانه شان رخ داده بود بطور ناگهانی ...
ادامه مطلب
[ دوشنبه 25 شهریور 1392 ] [ 19:13 ] [ onlyloveyou ] [ ارسال نظر(0) ]

post

 

حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را


صائب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را


شهریار
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را


فاطمه دریایی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟


کامران سعادتمند
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
نه او را دست و پا بخشم نه شهری چون بخارا را
همان دل بردنش کافی، که من را بیدلم کرده
نمیخواهم چوطوطی من، بگویم آن غزلها را
غزل از حافظ و صائب و یا دریایی بی ذوق
و یا آن شهریار ترک که بخشد روح اجزا را
میان دلبر و دلدار نباشد حرفِ بخشیدن
اگر دلداده میباشید مگویید این سخنها را

[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 15:54 ] [ onlyloveyou ] [ ارسال نظر(0) ]

post

 

 

 

این روزها در خودم به دنبال یک کلیک راست میگردم

 

تا از خودم یک copy بگیرم و کنار خودم paste کنم…

 

شاید از این تنهایی خلاص شدم…

 براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

تو به افتادن من در خیابان خندیدی

 

و من هواسم به چشمان مردم شهر بود

 

که عاشق خنده ات نشوند..

Click to view full size image 

 

اين روز هــا که از کنار من رد ميشوی

احتيــــــــاط کن

هـــــــزاران کـــارگر در من مشــغول کـــارند ....

روحيــــه ام در دســــت تعمـــير است....

 

 

 

سهراب گفتی:چشمها را باید شست......شستم ولی !.........

 

گفتی: جور دیگر باید دید.......دیدم ولی !.............. 

 

گفتی زیر باران باید رفت........رفتم ولی !............. 

 

او نه چشمهای خیس و شسته ام را..نه نگاه دیگرم را...هیچ کدام را ندید !!!!

  

 

فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت:

 

 

 

دیوانه باران ندیده

 



 

 

دلتنگ که باشی ، آدم دیگری می‌شوی

 

 خشن‌تر.. عصبی‌تر.. کلافه‌ تر و تلخ‌ تر

 

 و جالبتر اینکه ، با اطرافیان هم کاری نداری

 

 همه اش را نگه میداری

 

 و دقیقا سر کسی خالی میکنی ، که دلـتنگ اش هستی . . .

 

[ جمعه 28 تیر 1392 ] [ 15:34 ] [ onlyloveyou ] [ ارسال نظر(0) ]